نظریه‌های یادگیری کدامند؟ یادگیری چیست؟


 

قبل از نظریه‌های یادگیری، اصلا فرایند یادگیری چیست؟

یادگیری فرآیندی است که تجربیات و تاثیرات شخصی و محیطی را برای کسب، غنی‌سازی یا اصلاح دانش، مهارت‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها، رفتار و جهان‌بینی فرد گردهم می‌آورد. نظریه‌های یادگیری، فرضیه‌هایی را مطرح می‌کنند تا توضیح‌دهند این فرآیندها چگونه روی‌می‌دهند. مفاهیم و نظریه‌های اصلی یادگیری عبارتند از نظریه‌های رفتارگرایی، روانشناسی شناختی، ساخت‌گرایی، ساخت‌گرایی اجتماعی، یادگیری تجربی، هوش چندگانه، نظریه‌ی یادگیری موقعیتی و جامعه‌ی عملگرا.

در این مقاله به توضیح مختصری از انواع این نظریه‌های یادگیری می‌پردازیم. اما باتوجه به اینکه پایه‌های دانوین بر بادگیری تجربی و استفاده از هوش چندگانه استوار است، در ادامه به توضیح مفصل‌تری در خصوص این دو میپردازیم.

 

یادگیری
رفتارگرایی

ایده‌ی اصلی رفتارگرایی آن است که یادگیری شامل تغییر در رفتار به دلیل اکتساب، تقویت و استفاده از ارتباطات بین محرک‌ها از محیط و پاسخ‌های قابل مشاهده‌ی فرد است. رفتارگرایان به تغییرات قابل اندازه‌گیری در رفتار علاقه‌مندند.

 

روان‌شناسی شناختی

در این نظریه، همچون دیدگاه رفتارگرایان، مردم دیگر به عنوان مجموعه پاسخ به محرک‌های خارجی شناخته نمی‌شوند، بلکه پردازنده‌های اطلاعات هستند. روان‌شناسی شناختی به پدیده‌های ذهنی پیچیده که توسط رفتارگرایان نادیده گرفته شد، توجه کرد و با ظهور رایانه به عنوان دستگاه پردازنده‌ی اطلاعات که شبیه به ذهن انسان بود، تحت تأثیر قرار گرفت.

 

ساخت‌گرایی

ساخت‌گرایی این ایده را مطرح کرد که یادگیرندگان، پذیرندگان منفعل اطلاعات نیستند بلکه دانش خود را به طور فعال در تعامل با محیط و از طریق سازماندهی مجدد ساختارهای ذهنی خود ایجاد می‌کنند. به این ترتیب، یادگیرندگان افرادی خردمند در نظر گرفته می‌شوند که صرفاً اطلاعات موردنظر را ثبت نمی‌کنند بلکه آنها را تفسیر و تحلیل هم می‌کنند.

 

نظریه‌ی یادگیری اجتماعی

نظریه‌ی یادگیری اجتماعی نشان می‌دهد که افراد در موقعیت‌های اجتماعی یاد می‌گیرند و این یادگیری از طریق مفاهیمی مانند الگوبرداری، یادگیری مشاهدات و تقلید تسهیل می‌شود.

 

ساخت‌گرایی اجتماعی

در اواخر قرن بیستم، دیدگاه ساخت‌گرای یادگیری با ظهور دیدگاه «شناخت و یادگیری موقعیتی» که بر نقش مهم موققیت به ویژه تعامل اجتماعی تاکید داشت، بیشتر تغییر کرد.

ماهیت انتقادهای وارد شده این بود که ساخت‌گرایی پردازش اطلاعات، شناخت و یادگیری را به عنوان فرآیندهایی در نظر می‌گیرد که جدا از محیط اطراف و تعامل با آن در ذهن روی می‌دهد.

 

یادگیری تجربی

نظریه‌های یادگیری تجربی مبتنی بر نظریه‌های یادگیری اجتماعی و ساخت‌گرا هستند، اما تجربه را در مرکز فرایند یادگیری قرار می‌دهند. این نظریه‌ها قصد دارند روش‌هایی را درک کنند که در آن تجربیات- خواه دست اول یا دست دوم- به یادگیرندگان انگیزه داده و یادگیری آنها را ارتقا می‌بخشد. بنابراین یادگیری در مورد تجربیات معنی‌دار- در زندگی روزمره- است که منجر به تغییر در دانش و رفتار فرد می‌شود.

 

یادگیری تجربی

 

کارل راجرز، طرفدار تأثیرگذار این نظریه‌ها است و نشان می‌دهد که یادگیری تجربی «یادگیری ابتکاری» است زیرا افراد تمایل طبیعی به یادگیری دارند؛ و زمانی که کاملا در فرایند یادگیری دخالت دارند، یاد می‌گیرند.

راجرز این بینش را مطرح می‌کند:

۱. یادگیری تنها می‌تواند تسهیل شود: ما نمی‌توانیم به فرد دیگری مستقیما آموزش دهیم؛

۲. یادگیرندگان تحت تهدید سرسخت‌تر می‌شوند؛

۳. یادگیری قابل‌توجه در محیطی رخ می‌دهد که در آن تهدید یادگیرنده به حداقل کاهش یابد؛

۴. زمانی که یادگیری ابتکاری و خودجوش است، فرد بیشتر می‌آموزد و آموخته‌هایش ماندگاری بیشتری خواهند داشت.

او از فرایند پویا و پیوسته‌ی تغییر پشتیبانی می‌کند که در آن آموخته‌های جدید، محیط‌های یادگیری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این فرایند پویای تغییر اغلب در تحقیقات پیشین مربوط به یادگیری سازمانی در نظر گرفته می‌شود.

 

مبنا و اساس “دانوین” بر یادگیری تجربی استوار بوده و با در نظر گرفتن این مفهوم مهم، محصولات خود را به دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

 

هوش‌های چندگانه

هوارد گاردنر در سال ۱۹۸۳ نظریه‌ی خود را درباره «هوش چندگانه» مطرح کرد. در آن این فرضیه را که یادگیری فرایندی انسانی و جهان‌شمول است که در آن افراد طبق اصولی مشابه یاد می‌گیرند، به چالش کشید. همچنین، نظریه‌ی او شناخت از هوشمندی را که تحت تاثیرِ یک توانایی عمومی واحد است، به چالش می‌کشد.

به عقیده‌ی گاردنر، سطح هوش هر فرد در واقع شامل بسیاری از «هوش‌های» متمایز است. این هوش‌ها عبارتند از:

۱. منطقی-ریاضی،

۲. زبان‌شناسی،

۳. فضایی،

۴. موسیقایی،

۵. فیزیکی- حرکتی،

۶. بین‌فردی،

۷. بینافردی.

 

هوش چندگانه

 

اگر چه نظریات گاردنر برپایه‌ی حدس و گمان است، اما معلمان از نظر‌یه‌ی او برای گسترش چارچوب مفهومیشان فراتر از محدوده‌های سنتی مهارت، برنامه درسی و تست استفاده کرده‌اند. از نظر گاردنر، شناخت هوش چندگانه به جای آنکه خود یک هدف آموزشی باشد، ابزاری برای دستیابی به اهداف آموزشی است.

دانوین با تحت تاثیر قرار دادن همین هوش چندگانه، علاوه بر پرورش ذهن، فرایند کشف استعداد را شروع میکند.

 

نظریه‌ی یادگیری موقعیتی و جامعه‌ی عملگرا

طبق این نظریه، یادگیری مؤثر در اجتماع‌ها روی می‌دهد. تعاملات انجام شده در یک جامعه‌ی عملگرا- به عنوان مثال همکاری، حل مسئله، اعتمادسازی، درک و روابط- دارای توانایی بالقوه برای پرورش سرمایه‌ی اجتماعی جامعه هستند که سلامت اعضای جامعه را ارتقاء می‌دهند.

 

منبع مقاله: ibe

ترجمه: معنا

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *